تبليغاتX
بزم خدا

بزم خدا



درسی از درسهای شیخ ابوسعید ابوالخیر .

شیخ ما را گفتند:(به شیخ ابوسعید ابوالخیر گفتند)

"فلان کس بر روی آب می رود(راه میرود)!

گفت :

"سهل است(آسان است)!وزغی(قورباغه) و صعوه ای(پرنده کوچک آوازخوان) نیز بروی آب می رود"

گفتند که:

"فلانکس در هوا می پرد!"

گفت:

"زغنی(نوعی پرنده از راستهء بازهاست) ومگسی در هوا بپرد".

گفتند:

"فلانکس در یک لحظه از شهری بشهری میرود.

شیخ گفت:

"شیطان نیز در یک نفس(یک لحظه) از مشرق بمغرب می شود(میرود)،این چنین چیزها را بس(بسیار) قیمتی(ارزش) نیست.مرد(انسان واقعی) آن بود(آن کس میباشد) که در میان خلق بنشیند و برخیزد وبخسبد(بخوابد) وبا خلق ستدوداد کند(معامله) وبا خلق در آمیزد(در ارتباط باشد) ویک لحظه از خدای غافل نباشد.

نقل قول از کتاب یکسان نگریستن:

فریدون مشیری

(فرازهایی از زندگی شیخ ابوسعید ابوالخیر) 

الله السمیع علیم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 17:48 توسط محمد |

الماس های اگاهی

الماس های آگاهی( استاد اوشو)

خدا را تنها زمانی خواهی شناخت که خداوند برایت مسئله مرگ و زندگی باشد نه یک پرسش یا کنجکاوی.

عادت خوب و عادت بد وجود ندارد،زیرا هر عادتی بد است.

هوشیار باش،با چشمانی بی تعصب نگاه کن وفقط بی تفاوت بنگر.

در طلب نباش،از دست خواهی داد،طلب نکن وبدست آر.

ذهن همیشه دروغ می گوید،زیرا هیچگاه در حال نیست.

خداوند یعنی بودن و بودن یعنی حال.

ذهن همواره در حرکت بین گذشته و آینده است.

عشق اکسیری است که شئ را به شخص تبدیل می کند.

عشق واقعی هرگز تبدیل به وابستگی نمی شود.

هر چه قله بلند تر باشد،دره عمیق تر است.

توکل به خدا تنها ضمانتی است که در زندگی به آن نیاز داریم.

با خودت خشن نباش و نجنگ،اگر با خودت خشن باشی چگونه می توانی با دیگران مهربان باشی.

او در مورد تعالیم خویش می گوید: (پیام و رسالت من، ترویج آیین و مکتب و فلسفه ی خاصی نیست. پیام من نوعی کیمیا است، راه و روشی است جهت دگرگونی معنوی آدمی.)

*کلیک کنید بیوگرافی استاد اوشو*

یا رحمان و یا رحیم  

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 11:34 توسط محمد |

پیش بینی زاهد

پيش بيني زاهد


در زمان پيشين زاهدي بود از قبايل عرب. اهل آن قبيله به روزگار او تبرک کردندي(او را پر برکت می دانستند)، و به مواعظ و نصايح او سکون طلبيدندي(احساس ارامش می کردند).
شبي چنان اتفاق افتاد که سگان آن قبيله جمله(همه) بمردند. بامداد اهل قبيله به نزد او آمدند که « دوش(دیشب) چنين چيزي بي سببي(بی دلیل) ظاهر شد و سگان ما بمردند.» گفت: « صلاح شما در آن بود و آفريدگار تعالي خير شما در آن خواسته است.» ايشان بازگشتند. شب ديگر جمله مرغان ايشان بمردند. روز ديگر بيامدند و گفتند : « مرغان ما بمردند. » گفت: « بهترين شما در اين بوده است و شما ندانيد. » گفتند: « در اين چه بهترين است که سگ، پاسبان ما بود و مرغان که موذن ما بودند و به صبح ما را بيدار مي کردند. مردن ايشان فالي بد است

شب ديگر جهد(تلاش) کردند که آتش افروزند، البته(به هیچ وجه) از آتش زنه(کبریت)، آتش برون نيامد.خوف و هراس(ترس) بر ايشان مستولي شد(غلبه کرد)
.
روز ديگر - چون برخاستند - خصمي(دشمن) آمده بود و شب به آخر آورده(در طول شب) و تمامت قريه هاي(روستاها) آن نواحي غارت کرده، چون آنجا روشنايي نديده بودند و بانگ سگ و مرغ نشنيده ، راه پيدا نکردند(راه را پیدا نکردند) و ايشان از آن خلاص يافتند(نجات یافتند) و سخن آن زاهد راست شد.

(جوامع الحکايات و لوامع الروايات)
(محمد عوفي)

هو مبصر

نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 19:0 توسط محمد |

انعکاس زندگی

پسر و پدری داشتند در کوه قدم می زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و آهی کشید :آی ی ی!!

صدایی از دور دست آمد:آی ی ی!!

پسرک با کنجکاوی فریاد زد :کی هستی؟

پاسخ شنید:کی هستی؟

پسرک خشمگین شد وفریاد زد: ترسو!

باز پاسخ شنید: ترسو!

پسرک با تعجب از پدرش پرسید:چه خبر است؟

پدر لبخندی زد و گفت:پسرم، توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد:

تو یک قهرمان هستی!

صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!

پسرک باز بیشتر تعجب کرد.پدرش توضیح داد:مردم می گویند که این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است.هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عینآ به تو جواب می دهد.

اگر عشق را بخواهی،عشق بیشتری در قلبت به وجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی،آن را حتمآ بدست خواهی آورد.

هر چیزی را که بخواهی،زندگی همان را به تو خواهد داد.

یا هو

نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 0:53 توسط محمد |

DanceAge.com Free Web Counter

Click here to join ashenayedel
Click to join ashenayedel